تحقیق کنید
امروز صبح که از خواب بیدار شدم از دست خودم عصبانی بودم با خودم عهد کردم ،سعی کنم امروز دیگه
کاری کنم که همه از من راضی باشند،اما نمی دونستم باید چی کار کنم ،با خودم گفتم خوبه از دیگران
بپرسم .امروز از بس کارم زیاد بود فقط فرصت کردم از سه نفر کمک بگیرم .شب خیلی خوشحال بودم.تو
فکر میکنی این سه نفر به من چی گفتند؟تو هم می تونی این کار را امتحان کنی ،نتیجه را به من خبر
بدهی.قبلا"از زحمتی که برات درست کردم عذر خوا هی می کنم.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آذر ۱۳۸۹ ساعت 17:17 توسط زهره السادات نواده طبیبی
|